سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
140
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
البتّه اثباتش براى متعلّق امر ثانى بايد بر وجهى بوده كه مشعر به تفريع و تعقيب باشد و اين قيد به منظور احتراز از مثل : غلام زيد راكب و ابوه راكب مىباشد چه آنكه اثبات [ راكب ] براى [ ابوه ] بنحو تفريع بر اثبات آن جهت غلام زيد نمىباشد و بهرصورت مثال آن همچون قول كميت : احلامكم لسقام الجهل شافية * كما دمائكم تشفى من الكلب يعنى : عقلهاى شما براى امراض جهل و نادانى شفابخش است همانطورى كه خونهاى شما شفادهنده است شخصى را كه از گزيدن ديوانه مريض گشته است . كلمه [ كلب ] بفتح لام عبارت است از حالت شبه جنونى كه بر انسان در اثر گزيدن سگ عارض مىشود و هيچ دوائى براى آن نافعتر از آشاميدن خون ملك و سلطان نيست چنانچه حماسى گفته : بنات مكارم و اساة كلم * دمائكم من الكلب الشّفاء يعنى : شمائيد بناگذارندگان كارهاى نيك و شما هستيد طبيبان جراحات و خونهاى شما شفاءدهنده است از مرضى كه بواسطه گزيدن سگ عارض مىشود شاهد در دلالت اين بيت است بر اينكه آشاميدن خون پادشاهان مرض حاصل از گزيدن سگ را شفا مىدهد . و بهرصورت كميت در بيت مذكور عقلهاى مخاطبين را توصيف نمود باينكه از امراض جهل و نادانى شفادهنده هستند و سپس براين توصيف ، توصيف ديگر را متفرّع ساخت و آن عبارتست از حصول شفاء به واسطه آشاميدن خون ملوك يعنى صاحبان عقل مذكور ملوك و اشراف بوده و دارنده عقول راجحه ميباشند .